تبليغاتX
You & Me= US
ببخش
+ نوشته شده در  88/01/25ساعت 14:29  توسط حسین  | 

 امروز قبل از اينكه سوار ماشين بشم وبه محل كار بيام آسمون رو نگاه كردم.
ابري بود
هم خوشحال شدم هم ناراحت
خوشحال چون ميخواست بارون بياد. ناراحت چون خورشيد اول صبح رو نميبينم
تو ماشين صدايي نظرم رو جلب كرد صدايي مثل شن كه به بدنه ماشين بپاشه

برف


كف خيابون شني نبود
آسمون  هم چيزي نداشت
شيشه ماشين رو دقيق نگاه كردم
تگرگ مياومد
اين وقت سال
بعد برف شد
چقدر ناز و قشنگ بود

 

+ نوشته شده در  88/01/25ساعت 8:50  توسط حسین  | 

قرمز 190 - سبز 7
اين ارقام شما رو ياد چي ميندازه ؟
فكر نميكنم تيم فوتبال باشه چون تا حالا هيچ تيمي 190تا گل نخورده
فكر مي كنم بجاي گل ثانيه بزاريم بهتر باشه

جالبه مگه نه؟ ياد چراغ راهنمايي و رانندگي ميافتيم

بيش از سه دقيقه در يك چهار راه  (چهار راه كه چه عرض كنم شش راه) پر ترافيك منتظر موندن و بعدش ۷ ثانيه اجازه حركت داشتن (اونهم در خيابانهاي تهران كه هيچكس مسيرش رو قبل از رسيدن به چهارراه تنظيم نكرده) باعث ايجاد احساس غريبي در آدم ميشه.
اين حس كه راهنمايي و رانندگي ميخواد تقريبا بيش از 400 الي 500 ماشين و سرنشينان داخلش رو يه دفعه سر كار بزاره بعد هم بگه كه شما جلوي دوربين مخفي قرار داريد.
اسم اين سه راه سرگردان توحيد مي‌باشد.

 

+ نوشته شده در  88/01/25ساعت 8:47  توسط حسین  | 

متاسفم برات ای دل ساده

 تاسف

+ نوشته شده در  88/01/24ساعت 8:41  توسط حسین  | 

تو راست ميگه
بارون ديروز واقعا قشنگ بود و كيف داد
ذهنم به ياد اين خرده مطلب افتاد (بارون كه ميباره تو رو ياد من مياره)
باز به قول تو بارون بهاري يه چيز ديگس
همه چيز خوشگل ميشه
همه چيز انگار نوي نو میشه
اميدوارم بهار نا اميدمون نكنه
+ نوشته شده در  88/01/23ساعت 8:30  توسط حسین  | 

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره هفت سینی برای جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله اینشتین و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند. ايشان می دانستند وقتی ریشه مشخص شود درمخاطب دلدادگی ایجاد میشود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/01/23ساعت 8:22  توسط حسین  | 

راستي يادم رفت بهتون بگم  ((زندگي هست و يك مخ تك سلولي و هزاران سودا))
"تو" بعد از هزار و يك سال تونست اراده كنه و يك عدد سيم كارت همراه اول به همراه يك عدد گوشي همراه نوكيا از اون مدل خوبهاش (نون 78) بخره
البته نه اينكه از تمدن به دور بوده باشه ها
لا- اصلآ و ابدآ
اتفاقا خيلي هم مدرنه
علتش چي بود كه قبلا از اين خطوط نهصد و خرده اي داشت و حالا تصميم كبري گرفته كه به جمع همراهان اول بپوينده
خدا ميداند
از بد روزگار شمارش رو هم از دست دادم
به هيچ وجه من الوجوهي حاضر به گفتن شمارش هم نيست
خدا ميدونه از "من" چي ميخواد
ازش بخواهيد كه پام ارزون حساب كنه
باشه؟

+ نوشته شده در  88/01/23ساعت 7:43  توسط حسین  | 

Love is an intense feeling of affection related to a sense of strong loyalty or profound oneness. The meaning of love varies relative to context. Romantic love is seen as an ineffable feeling of intense attraction shared in passionate or intimate attraction and intimate interpersonal and sexual relationships. Though often linked to personal relations, love is often given a broader signification, a love of humanity, of nature, with life itself, or a oneness with the Universe, a universal love.
Love can also be construed as platonic love, religious love, familial love, and, more casually, great affection for anything considered strongly pleasurable, desirable, or preferred, to include activities and foods. This diverse range of meanings in the singular word love is often contrasted with the plurality of Greek words for love, reflecting the concept's depth, versatility, and complexity.

+ نوشته شده در  88/01/22ساعت 15:54  توسط حسین  | 

چقدر خوبه بعد از یه هیاهوی طولانی مدت و سرشکن بتونم یه مقدار تنها باشم. این فرصت پیش اومده و الان تنها هستم. شاعر گفته:

دلا خو کن به تنهایی                  که از تنها بلا خیزد

+ نوشته شده در  88/01/22ساعت 14:42  توسط حسین  | 

افرادي كه با كامپيوتر كار كردن و كمي هم در كامپيوتر دخل و تصرف ميكنند با كلمه Bug آشنايي كامل دارند چون جز لاينفك يك نرم افزار نوظهور هست.
نحوه كار كامپيوتر و نرم افزارهاش خيلي شبيه به مغز انسان هست (البته هنوز خيلي مونده كه به توانايي هاي مغز انسان دست پيدا كنه)
توضيح:
هر فردي در ذهنش يك يا چند باگ اساسي داره (بيچاره اون چند باگهه)و ناخواسته اين باگ يا باگها كل زندگيش رو تحت تاثير قرار ميده
(متاسفانه) بر خلاف كامپيوتر كه اكثر مواقع اشكالات ناشي از اين باگها رو بصورت پيام متني بر روي صفحه نمايشگر ظاهر ميكنه در مغز انسان (ميشه گفت اصلا) پيام هشدار ناشي از باگهاي ذهني ديده نميشه
اين يك خطر بزرگي است براي افرادي كه ميخواهن در زندگي پيشرفت كنن
در انسان يك باگ ميتونه چيزي شبيه به ترس نهاني از موضوعات موهوم باشه كه از والدين به ارث رسيده
يا موضوع به اشتباه لمس شده عشق

اي كاش ذهن انسان مثل كامپيوتر يك Debuger قوي مي داشت كه اولا باگها رو شناسايي ميكرد و در ثاني كمك به رفع اونها ميكرد.

نمي دونم چرا اينقدر من به فعل كردن علاقه دارم
به جمله ها دقت كن

+ نوشته شده در  88/01/20ساعت 7:47  توسط حسین  |